X
تبلیغات
دایره وحشت
آر.ال استاین و برنا
سلام دوستان

من برنا تعدادی از داستانهای آر.ال استاین و خلاصه ی بعضی از داستانهای این نویسنده را در وبلاگم نوشتم. قسمتی از زندگی نامه ی او را هم در شرح زیر نوشته ام. امیدوارم از خواندن مطالب لذت ببرید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 14:35  توسط برنا اردهی | 
 

Goosebumps

 

آر. ال استاین می گوید :

این وحشتناکترین داستانهایی است که تا به حال نوشته شده است . چرا که در ساعت وحشت به وجود آمده اند. می دانید منظور چه زمانی است ... وقتی که چراغها خاموش می شود جهان واقعی به تدریج در تاریکی فرو می رود و سرما در نور نقره ای ماه جهان را و رویاهای اهریمنی ذهن شما را تسخیر می کند .

چه وحشتی در انتظار پسری است که هالووینش را در بیمارستان می گذراند؟ چطور می توانیم سر روحی را که پوست شما را می خواهد شیره بمالید. چرا مهمان خانه ی وحشت ترسناکترین جا برای ملاقات است؟ استاین بهترین نویسنده  و قصه گو برای بچه ها در تمام دنیاست. او یک شبکه ی جهانی ترس و وحشت را اداره می کند. برای اولین بار او رازش را با ما درمیان می گذارد و اسرار نهفته در هر قصه را افشا می کند که از دل آن سرو کله ی ایده هایی برای داستان پیدا می شود. داستانهایی که هرلحظه بدن شما را می لرزاند. مکان های ترسناک استاین شما را تسخیر می کند.

 

آر . ال استاین می گوید:

بعضی از داستانها خیلی ترسناکند.ترسناکتر از آن هستند که بتوان تعریف شان کرد و این داستانها همان هایی هستندکه در تاریک ترین گوشه ی ذهن من زندگی می کنند. داستانهایی که عرق سرد بر تن من می نشانند. داستانهایی که باید همین حالا برایتان تعریف کنم.... وگرنه تا ابد درونم باقی خواهد ماند.داستانی خواهید خواند که عرق سرد بر پشت تان خواهد نشاند. داستانی در مورد پرستار بچه ای که به شعبده های شیطانی علاقه مند است.... داستان ترسناکی از پسری که جرات می کند و در تابوت یک مومیایی میخوابد..... یا قصه ی وحشتناکی در باره ی دو پسر که می خواهند ترسناک ترین هالووین را برگزار کنند.... آیا برای خواندن این قصه ها آماده اید؟

آر . ال استاین پرفروش ترین نویسنده ی وحشت درتمام دوران ده داستان جدید به شما تقدیم می کند. در مرگ شب مو بر اندامتان سیخ می کند و هر ساعت را به ارواح مبدل می سازد.

" هدیه ی واقعی استاین این است که او می تواند نقاط حساس را قلقلک بدهدو همزمان رعشه بر ستون فقرات بیاندازد" . او سلطان وحشت است. او بچه ها را روز صندلی شان میخکوب می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 14:33  توسط برنا اردهی | 
۱- ماسک شبح زده

 ماسک هالووین کارلی بث چقدر وحشتناک و زشت است!

به حدی که برادر کوچک ترش را تا سر حد مرگ ترساند...

و البته وحشتناک تر از تصور کارلی بث است. شاید خیلی خیلی وحشتناک تر. چرا که هالووین تقریبا " تمام شده و کارلی بث هنوز ماسک مخصوص اش را به چهره دارد.

آیا جرات دارید ، بامکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و  دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی به خانه مردگان خوش آمدید،

وحشت در انتظار شماست .. بشتابید ...

 

۲- به خانه مردگان خوش آمدید:

 

آماندا و جاش فکر می کنند که خانه ی جدیدشان ترسناک و عجیب و غریب است. آن ها اعتقاد دارند که آنجا توسط ارواح تسخیر شده است ...

پدر و مادرشان از آنها می خواهند که بیرون خانه دوستان جدیدی پیدا کنند. اما دوستان جدید ترسناک شان آن دوستانی نیستند که پدر ومادر شان در نظر دارند ... آنها می خواهند ... تا ابد ، با جاش و آماندا دوست باشند ... برای همیشه.

آیا جرات دارید با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی داخل زیر زمین نشوید.

وحشت در انتظار شماست... بشتابید ...

- داخل زیرزمین نشوید :

دکتر بروئر در آزمایشگاه خود ، روی گیاهان آزمایش هایی انجام میدهد. اما مارگرت و کیسی بروئر نگران پدرشان هستند ...آن ها متوجه می شوند که تمایلات ، حتی شکل و قیافه و بدن پدرشان هم مثل گیاه شده ...

آیا این اتفاقات ، بخشی از آزمایش های بی خطر او هستند؟

یا قضیه پیچیده تر و و حشتناک تر از این حرفها است؟

 آیا جرات دارید با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی خون هیولا.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ...

۴- خون هیولا:

زمانیکه ایوان با عمه بزرگ و اسرار آمیزش زندگی می کرد ، روزی یک مغازه اسباب بازی فروشی قدیمی را می بیند و یک بطری گرد گرفته  خون هیولا می خرد. اوایل بازی با آن سرگرم کننده است اما ایوان متوجه چیز غریبی در آن ماده لزج سبز رنگ می شود. به نظر می رسد که دارد زیاد می شود. بیشتر و بیشتر ...

و انگار این رشد اشتهایی هیولایی می یابد...

 آیا جرات دارید ، با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس لز یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی بگو پنیر و بمیر.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ... 

۵- بگو پنیر و بمیر:

هر قطعه عکس ، داستانی را بازگو می کند ... گرگ دوربینی قدیمی را پیدا می کند. او تصور می کند که دوربین خراب است. عکس هایی که با آن دوربین می اندازد ، با عکس های معمولی تفاوت دارند. انگار دوربین آینده را پیشگویی می کند یا ... بدتر از پیشگویی ... باعث میشود که اتفاقات بدی بیافتد. شری او را مجبور می کند که روز تولدش از او عکس بیاندازد. وقتی که عکس ظاهر می شود ، شری در عکس وجود ندارد. بعنی شری برای همیشه ناپدید می شود؟ یعنی شری تا ابد نامریی خواهد ماند؟

 آیا جرات دارید، با مکانی پر از ارواح ، مومیمایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی شبی که عروسک زنده شد.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ...

۶- شبی که عروسک زنده شد:

او آدمک نیست!

وقتی دوقلوها ، لیندی و کریس، از زباله دانی محله یک آدمک سخنگو پیدا کردند ، لیندی تصمیم گرفت نامش را اسلیپی بگذارد. اما کریس از شدت حسادت عصبی بود.

کریس تصمیم می گیرد برای خودش آدمکی داشته باشد.

" به لیندا نشان می دهم " ! بعد ماجراهای اسرار آمیزی اتفاق می افتد. ماجراهای شیطانی . یک آدمک نمی تواند باعث تمامی این ماجراها باشد ، می تواند؟ 

آیا جرات دارید ، با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی نفرین مقبره مومیایی.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ...

۷- نفرین مقبره مومیایی:

گیپ در کیی از اهرام مصر گم شده است. یک دقیقه قبل ، دختر عموی ماجراجویش درست پشت سر او در تونل اهرام بود و حالا ناپدید شده.

اما گیپ تنها نیست . یک نفر دیگر هم در اهرام هست. کسی ، یا چیزی.

گیپ اعتقادی به نفرین مقبره مومیایی ندارد. اما  این به معنی عدم وجود نفرین نیست. هست؟

 آیا جرات دارید با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس از یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی بیائید نامرئی شویم.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 13:59  توسط برنا اردهی | 

آيا شما آقاي آر.ال.استاين را ميشناسيد؟

 او داستان هاي ترسناك براي كودكان و نوجوانان مي نويسه كه البته جوانان هم مشتاقانه كتابش رامي خوانند تا به حال كتاب هاي استاين با بيش از300 ميليون نسخه چاپ پر فروش ترين نويسنده كودك بوده است و اسم او را در كتاب گينس نوشته اند

 

 رابرت لورنس استاین (معروف به آر.ال.استاین) در هشتم اکتبر سال ۱۹۴۳ در کلبوس-اهیو به دنیا آمد.وی از نه سالگی با کمک یک ماشین تحریر قدیمی شروع به نوشتن کرد.

رابرت هرگاه داستانهایش رابه مدرسه می برد معلمش تمام آنها را در سطل زباله کلاس می انداخت!!!

اما وی هیچگاه دلسرد نشد و با تلاش بیشتری به نوشتن ادامه داد.رابرت میدانست که آینده از آن اوست...

سالها بعد از دانشگاه اوهایو فارغ التحصیل شد. (او تا زمانیکه در اوهآیو زندگی میکرد ویراستار مجله کامپس هیومر بود) پس از فارغ التحصیلی به شهر نیویورک رفت و به نوشتن به صورت حرفه ای ادامه داد.

استاین در سال ۱۹۶۹ با دختری به نام جین والدهورن ازدواج کرد و در سال ۱۹۸۰ صاحب پسری شد که نام او را متیو نهاد.

سالها همچنان میگذشت و استاین همچنان ناشناخته بود تا اینکه رفته رفته داستانهایش مطرح شده و طرفدارانی پیدا کردند.بالاخره او را شناختند...

و...دیری نپایید که استاین به یکی از محبوبترین نویسندگان جهان به خصوص در میان نوجوانان و جوانان تبدیل گشت...

او تاکنون جوایز بسیاری را به خانه برده و چندین و چندبار از سوی خوانندگان آثار فانتزی لقب بهترین و محبوبترین نویسنده را در این ژانر به خود اختصاص داده.

حتی نام وی در کتاب رکوردهای گینس نیز به ثبت رسیده است...!

جالب است بدانید استاین (مردی که لقب استفن کینگ جوانان را به دوش میکشد) قبل از اینکه به ادبیات وحشت یا به عبارت بهتر فانتزی دلهره آور روی آورد با نام حلقه چکش کاری داستانهای طنز مینوشت!!! که میتوان از آنها به:

بر روی صابون نایست!

چگونه خنده دار باشیم! و...

اشاره کرد...

برخی از جوایزی که استاین به خانه برده به شرح ذیل است:

Disney Adventures Kids Choice Awards

Nickelodeon Kids

Choice Awards

و...

آثار آر.ال.استاین:

سری داستانهای Goosebumps یا مورمور:

مورمور - از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷

(شامل ۶۲ داستان)

مورمور سری ۲۰۰۰ - از ۱۹۹۸تا ۲۰۰۰

(شامل ۲۶ داستان)

شما مورمور میشوید (خودت انتخاب کن) - از ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰

(شامل ۴۲ داستان)

زیز شاخه های شما مورمور میشوید:

شما مورمور میشوید نسخه ویژه

(شامل ۸ داستان)

مورمور میشوید (انتخاب داستان با توست) - داستانهای کوتاه (۶ کتاب که هر کدام ۱۰ داستان را شامل میشوند)

مورمور - سه گانه های سردار

(۲ کتاب که هر کدام ۳ داستان را شامل میشوند)

سری داستانهای Fear Street یا خیابان ترس:

خیابان ترس - از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۷

(شامل ۵۱ داستان - این سری تنها مختص بزرگسالان است)

زیر شاخه های سری خیابان ترس:

خیابان جدید ترس - ۱۹۹۸

(شامل ۴ داستان)

شبح خیابان ترس (خیابان ترس یخ زده) - از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹

(شامل ۱۳ داستان)

هجوم نجوای غم - ۱۹۹۲

(سه گانه شیطان)

خیابان ترس حماسه اسکاندویناوی - ۱۹۹۳

(سه گانه)

خیابان ترس:عمارت شیطان - ۱۹۹۴

(سه گانه)

تاریخچه ترس (وقایع کتالونا) - ۱۹۹۵

(سه گانه)

پارک ترس - ۱۹۹۶

(سه گانه)

حماسه های اسکاندویناوی خیابان ترس - ۱۹۹۷

(شامل ۸ داستان)

خیابان قدیمی ترس - از ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹

(شامل ۱۲ داستان)

خیابان تاریک ترس - ۲۰۰۵

(سه گانه)

سری Mostly Ghostly یا کاملا شبح زده:

کاملا شبح زده - از ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶

(شامل ۸ داستان)

سری Rotten School یا مدرسه مخوف:

مدرسه مخوف - از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸

(شامل ۱۶ داستان)

سری The Nightmare Room یا تالار وحشت:

تالار وحشت - از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲

(شامل ۱۲ داستان و همچنین سه گانه بازیهای ترس)

و Horror Land یا سرزمین وحشت از سری جدید مورمور:

مورمور:سرزمین وحشت - از ۲۰۰۸ تا کنون

(شامل ۱۲ داستان)

از سري كتاب هاي او تالار وحشت ـ مورمورـ خيابان ترس ـ ترس لرز  ساعت وحشت (ترسناك ترين داستان هايش به گفته ي خودش) ـ زمان وحشت ـ مورمور و  دایره وحشت و ...

امروزه دیگر کسی نیست که آر.ال.استاین را نشناسد مردی که به خاطر علاقه اش به سوژه های دلهره آور و البته به خاطر داشتن ذهنی خلاق و قلمی روان به داستان نویس قهاری تبدیل شد...

مردی که علایقش در دو چیز خلاصه میشود:

دیدن فیلم و خواندن کتاب. البته از نوع ترسناکش!

نویسنده ای که با نوشتن داستانهای ترسناک( یا به عبار  بهتر فانتزی دلهره آور) توانسته است سیل عظیمی از عاشقان این سبک را به سوی آثار خود بکشاند. بیش از سیصد و پنجاه میلیون نسخه فروش! این آمار فروش رمانهای استاین از آغاز تا به امروز است...

شاید با من در این جمله موافق باشید: هیچ وقت در آثار استاین ترس خالص وجود ندارد ( حداقل نه آن چیزی که در آثار استفن کینگ می خوانیم )

شاید نشود به او لقب استاد بی چون و چرای ترس در ادبیات را داد ولی مسلما می توان او را استاد بی بدیل دلهره در ادبیات نامید!

البته ایرادی که به برخی از رمانهای استاین وارد است پایان بندی باز٬عجیب و بی منطق آن است که البته همین نکته به اعتقاد برخی منتقدین و کارشناسان حسن آن نیز محسوب میشود. داستان های او بسیار موفق عمل کرده است خود استاین میگوید

من وظیفه بزرگی به عهده دارم. وظیفه من سیخ کردن مو بر اندام شماست

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:44  توسط برنا اردهی | 

مجموعه ي 15 جلدي تالار وحشت عبارت است از:‍

 

فراموشم مكن

 

كمد شماره 13

 

اسم من اهريمن

 

دروغگو دروغگو 

 

دفتر خاطرات من مرده ام

 

مرا جانور مي نامند(جانور خبيث)

 

جيغ

 

دختر سايه

 

اردوي تابستاني

 

مهماني هالويين

 

مدرسه ترس

 

ملاقات كنندگان

 

سه گانه تالار وحشت(بازي ترس)

 

سه گانه تالار وحشت(از چه چيزي بيشتر مي ترسي؟)

 

سه گانه تالار وحشت(كسي زنده نمانده)

 

و مجموعه 25 جلدي دايره وحشت عبارت است از:

 

ماسك شبح زده

 

به خانه مردگان خوش آمديد

 

داخل زير زمين نشويد

 

خون هيولا

 

بگو پنير و بمير

 

شبي كه عروسك زنده شد

 

نفرين مقبره موميايي

 

بيا نامرئي شويم

 

دردسر مرگبار

 

مترسك نيمه شب

 

به اردوگاه وحشت خوش آمديد

 

شبح در همسايگي شماست

 

ساعت محكوميت

 

او در باتلاق تبديل به گرگ مي شود

 

 او از زير ظرف شويي مي آيد

 

وحشت در خيابان شوك

 

هيولاي مريخي

 

غول برفي پاسادانا

 

چگونه سرم كوچك شد

 

يك رو در سرزمين وحشت

 

شبح ساحل

 

شبح اردوگاه

 

چگونه هيولايي را بكشيم

 

شبح سخنگو

 

وحشت در اردوگاه مارمالاد

 

و از مجموعه ترس و لرز عبارت است از:

 

روح در آينه

 

غار ارواح

 

روح بي سر

 

آدم برفي مي آيد

 

مدرسه جن زده

 

...

 

و از مجموعه مورمور عبارت است از:

 

شبحي در همسايگي

 

ديو و دختر

 

اردوگاه وحشت

 

شبح بي سر

 

نفرين اردگاه درياچه سرد

 

شب غروسك زنده

 

به خانه مردگان خوش آمديد

 

گرگ نماي باتلاق تب

 

مترسك در نيم شب را مي رود

 

از زير زمين دوريي كن

 

مواظب آرزوهات باش

 

ماسك شبح زده

 

بيا امرئي بشيم

 

وحشت در اعماق

 

خون هيولا

 

قتل در كلاس پيانو

 

روز خگوش بد

 

بگو چيز و بمير

 

و...

 

البته بعضي از داستان هاي مورمور و دايره وحشت يكيست

 

زيرا دايره وحشت از انتشارات

 

ويدا به ترجمه بسياري از افراد است

 

 اما مورمور از انتشارات پليكان به ترجمه غلام حسين

 

اعرابيست كه به نظر من انتشارات ویدا بهتره اما خوب اعرابی هم عالیه.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:42  توسط برنا اردهی | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 goosebumpscastwithstine

 

book cover of 

Tales to Give You Goosebumps 

 (Goosebumps)

by

R L Stine

 

goosebumps-grp.gif goosebumps image by lilalli8

 

Goosebumps

 

News Graphic

 

News Graphic

 

 

File:Goosebumps One Day at Horrorland.jpg

 

 

book cover of 

Full Moon Fever 

 (Goosebumps 2000, book 22)

by

R L Stine

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:40  توسط برنا اردهی | 

روزی عضنفر در حال ساخت توالت بودش. که آجر کم آورد مجبور شد اپنش کنه.

روزی معلم از شاگردش می پرسد چگونه نیوتن راز جاذبه را کشف کرد . شاگرد گفت : چون زیر درخت آلبالو خوابیده بود.

روزی پلیس به غضنفر تفنگ می دهه و می گه : ببین هر کس از ساعت ۹ شب به بعد توی خیابون دیدی اونو بکشش . بعد از دو دقیقه پلیس صدای تیراندازی می شنوه می ره پیش غضنفر و میگه : آخه دیوونه ساعت الان ۶ بعدازظهره مگه مرض داری که این بنده خدا رو کشتی . گفت : ببین داداش این آدرسی که این ازم خواسته بود تا ساعت ۱۰ شبم پیدا نمی کرد.

روزی هواپیمایی از تهران به مشهد در حال پرواز بود خلبانش خل بود بعد از یک ربع پرواز مهماندار می گه خلبان اسپیکینگ و مسافران لیسنینگ . خلبان می گه : مسافران ارجمند خودتونو گم نکنید ما یه بال رو از دست دادیم ولی سلامت می رسیم. بعد از ۵ دقیقه دوباره مهماندار می گه : خلبان اسپیکینگ و مسافران لیسنینگ .

خلبان می گه : مسافران ارجمند دلهره به دلتون راه ندین ما دم هواپیما را از دست داده ایم . لطفاً کسی زیاد چایی نخوره چون دستشویی با دم پرید. یعنی فرت شد. بعد از نیم ساعت مهماندار می گه : خلبان اسپیکینگ و مسافران لیسنینگ . خلبان می گه مسافران گوگولی ها نترسید سقفمونم رفت ولی سالم می رسیم نترسید. بعدازنیم ساعت مهماندار می گوید خلبان اسپیکینگ و مسافران ریپیتینگ . خلبان با گریه می گوید : اشهد ان لا الله الله

توجه توجه : کسی که می خنده خلبانه : اونهایی که گریه می کنند تنها مسافرانی هستند که هنوز سکته نکردند .بنفشه عزرائیله اون ۲تا دنگل هومن وکیان دوستان منن و بعدی مهماندار است.

روزی غضنفر به فرزندش تمام بانکهای ایران را سرقت کردند و بعد وارد استادیوم آزادی شدند. دو دور دور زمین دویده بودند که پلیس ها سر رسیدند پسر غضنفر به باباش گفت : بابا پلیس ها آمدند حالا چکار کنیم؟ غضنفر گفت : فرزندم نگران نباش هنوز دو دور از ما عقب هستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 20:33  توسط برنا اردهی |